انرژی منفی

سلانگ         

 

امروز صبح خیلی حالم گرفته شد . از خونه که اومدم بیرون نگاه به ماشین که کردم ناخداگاه تو دلم گفتم امروز پنچر نشم ا آخ

چشم شور نیست به خدا ولی یه نیم ساعتی بود راه افتاده بودم که دیدم یه صداهایی میاد از عقب ماشین خمیازه

اولش صداش کم بود گفتم خوب ماشین ایرانی باید صدا بده دیگه

یکی دو دقیقه بعد یه صدای انفجار مانندی از عقب اومد . خدا رحم کرد با اون سرعت چپ نکردم .

زدم بغل دیدم به به لاستیکه منفجر که چه عرض کنم پوکیده ریش ریش شده سبز

حالا که صبح انقدر خودمو فحش دادم

اییییی خدا کی حوصله داره اول صبح لاستیک عوض کنه

با هزار مکافات بالاخره به خودم یه تکونی دادم شروع کردم به لاستیک عوض کردن و خودمو فحش دادن

 

حالا بدبختی دقیقا کنار دانشکده ابشناسان واحد دختران نگه داشته بودم

هرکی میومد بره تو دانشکده یه تیکه ای مینداخت

دیگه داشتم عصبانی میشدم یکی از دخترارو یه نگاه غضبناک کردم بنده خدا دویید رفت تو نیشخند  خوب دیگه جذبه دارم دسته خودم نیست زبان

توی این گرونی یه لاستیک هم به خرجهام اضافه شد افسوس

/ 10 نظر / 4 بازدید
shahnaz

آخي هلو![ناراحت]

shahnaz

اوووووه جذبه!!!!!!![اضطراب][نیشخند]

غریبه

اخ دلم خونک شدددددددددد [خنده][خنده][خنده][خنده]

لیمو

هااان انجیری ..خیلی دلت میخواد بگی که دلبری مثلا؟؟ دخترا بهت تیکه مینداختن هااان؟؟[ابرو]

دوران عقددختر بهار و پسر پاییز

اصلا چشمت شور نیست![چشمک] حتما صدقه بده!اگه اعتقاد داری. ولی هلو خان چقدر جذبه خودت مطمئنی![متفکر] برای پست جامعه نگو که دلم پر! شانس من دیگه ! تا خواستیم جهاز بخریم و عروسی بگیریم وضعیت اینطوری شد![نگران]

لیمو

عه واسه چی قهری؟؟[ناراحت]