گردن درد

سلانگ

 

پنج شنبه خسته و کوفته رفتم خونه دیدم همه رفتن دعای عرفه .

همون جور وسط حال از خستگی بیهوش شدم .  

نمیدونم چند ساعت خوابیدم یه ساعت به زور شد . دیدم خواهرم با لگد داره میزنه پهلوم . که چی ، پاشو یه فن جدید یاد گرفتم روت اجرا کنم . انقدر با لگد زد تا بلند شدم .

چشام باز نمیشد همینجور ایستاده گارد گرفتم چشامم بسته بود . یهو بیهوا با بغل دستش زد کنار گردنم پایین تر از گوشم . عوضی انقدرم زورش زیاد شده که خدا میدونه

گفتم گردنم شکست دیگه جان به جان آفرین داشتم تسلیم میکردم . تا چند ثانیه نفسم بالا نمیومد .

اونم تا زد فهمید خیلی بد زده در رفت پشت سر حاج خانوم قایم شد .

یکم الکی تهدیدش کردم   و همونجا دوباره ولو شدمو خوابیدم . چشتون روز بد نبینه وقتی بلند شدم گردنم عین چوب خشک شده بود هنوز هنوزه بعد دو روز نمیتونم تکون بدم . خیلی درد میکنه میخوام یه طرفی و نگاه کنم عین روبات کل بدنمو میچرخونم .

جاتون خالی استخرم رفتم خیلی حال داد خیلی وقت بود نرفته بودم ولی باز گردنم خوب نشد .

چند وقته تصمیم گرفتم به خودم بیشتر برسم ولی انقدر کارم زیده که امونمو بریده . منم دست تنهام هی الکی دورو ورمو شلوغ کردم

/ 10 نظر / 8 بازدید
بانو:دي!!

[قهقهه][قهقهه]واااااااااي چ خوووووووووووووب!!!!!!!!!!!!!!!![نیشخند]

elina

اخ جووووووووووووووووون دلم خنک شد.دم خواهرت گرم[قهقهه][چشمک]

خانوم و اقای سیب

[قهقهه]دست خواهر خانومت درد نکنه خواهره داری شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟[متفکر] فاطی کماندو که میگن همینه[نیشخند]

خانوم و اقای سیب

پسرا رو باید از رو جسدشون رد شد چه برسه به اینکه بزنیشون[نیشخند] اصولا کشتن بهتر از زدنه[نیشخند]

خانوم و اقای سیب

حالا اجازه میدی بزنم فک مکتو بیارم پایین؟[نیشخند] چون هم ژیمناستیک کار کردم هم کارته[نیشخند] اماده ای؟[مغرور]

مرضی

باید همون موقع که داغ بود می رفتی زیر دوش آب گرم... شاید خواهرت به دستورات شیهان توجه نمی کنه که اینارو یاد نگرفته هنوز [نیشخند]

elina

داداش نداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم[قهقهه][قهقهه][زبان]

النا

ااااااااا چرا به دختر به این خوبی بد و بیراه میگی .....[ابرو]