غذا

سلانگی دوباره

 

اعصاب معصاب ندارم زدم غذامم سوزوندم باز . اهههههههههه

از 6 روزه کاری حداقل 5 روز غذام میسوزونم اون یه روزم که نمیسوزه ساندویچ یا الویه اوردم آخ

از هر انگشتم یه هنر میباره . نه ؟ نیشخند

هی به حاجی ( بابام ) میگم یه منشی دختر بگیرم هم تلفن ها رو جواب میده هم برام غذا درست میکنه نیشخند.   قیافش اینجوری میشه عصبانیمیگه کوفت بخوری تلفنم جواب نده

نه نمیشه باید یه منشی دختر بگیرم وگرنه از گشنگی میمیرم متفکر

 

داخل پرانتز :

اینجاست که فرق بین ابجی لیمو با بقیه معلوم میشه ا . فقط اون گفت که بیام پیشت برام گریه کن . این حرف برام خیلی ارزش داشت حتما جبران میکنم بغل

 

/ 17 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نالا

هلو انجير خجالتم خوب چيزيه يه دختر ؟؟؟؟؟؟؟ خوب يه پيرزن بگير منشيت کن اونم به يه نوايي رسه يه حقوقي.

بانو:دي!!

تازشم...دلت جزغاله شه.....من با ليمو دوس شدم!!!!![زبان][نیشخند][زبان]

من کوچولو

بالاخره یکی از مرورگرام از قفلی در اومد[مغرور]

خانوم و اقای سیب

[قهقهه]اهن فروش بودی که قلبت شده بود مثل سنگ وقتی فهمیدی دوسش داری که اون رفته بود منم وقتی فهمیدم دوسش دارم که از دستش دادم [ناراحت]دیشب خوابشو دیدم....وای چقدر لذت بخش بود باهاش حرف میزدم...باهاش قدم میزدم تو خواب دیگه عادت کردم تو خوابام ببینمش....وقتی کسی برام ارزو میکنه خوابای خوب خوب ببینم....اونو تو خواب میبینم..............نمیدونم چرا[ناراحت] الان میفهمم چه حسی داری...دقیقا تو مشتم بود ولی قدرشو نمیدونستم...تو هم مثل منی...دردمون مشترکه با این تفاوت که من یه عمر میخوام کنار کسی باشم که دیدنش عذابم میده ولی تو نه[چشمک]

بانو:دي!!

دوس داري ديگه با كي دوس شم؟؟[نیشخند][مغرور] چيكار ككنم ديگگگگگه ادم اجتماعيي هستم[زبان]

نالا

نه بابا خوش اشتهايياااااااااااااااااااااااااااااااا