نصیحت 2

 

 

نصیحت 2 :

 

این دنیا یک دنیای مجازیه . من میتونم به جرات بگم اون زمانی که من توی این دنیا قدم گذاشتم توی خونه شماها کامپیوتر نبود .

تجربه ای که من توی این دنیا دارم اینه که خیلی از نوشته ها تقریبا 80 درصد اونها زاده تخیلات نویسنده هاشونو .

از شما خواهش میکنم وقته خودتونو با خوندن این نوشته های بی ارزش هدر ندید

خیلی از نویسنده ها سعی میکن مطلبی خیالی بنویسن و عکس العمل خواننده ها رو نسبت به اون مطلب ببین. این توی این مدت به من ثابت شده . یه داستانی یادم اومد شاید شنیده باشید ولی مینویسم به مطلبم ربط داره :

 

یک روز پیرمردی از کوچه ای بیرون میامد ، جوانی وارد کوچه شد پیرمرد به او گفت نرو کوچه بن بست است . جوان توجه ای نکرد رفت به انتهای کوچه  دید بن بست است . وقتی برگشت پیرمردی شده بود و دید جوانی وارد کوچه می شود به او گفت نرو کوچه بن بست است ولی جوان توجه ای نکرد ...

/ 10 نظر / 26 بازدید
لیمو

واااا چه عجیب غریب شدی تو امروز[خنثی]

فرنود

باشه حاج آقا نمی ریم تو کوچه...[متفکر]

شهنازالسلطنه!

رنگ چشاي پسره چه خوشگله! والا ما كه به عنوان دفتر خاطرات وبلاگ زديم....حال وبلاگ بازي هم نداشتيم ببينيم عكسل بقيه رو!!! والا اون موقع كه تو پا گذاشتي ما هنو بدنيا نيمده بوديم[زبان]

شهنازالسلطنه!

الان تو همون پير مرد اي يني؟؟؟؟؟[سوال] نكنه 72سالته نه 27[نیشخند]

خانوم و اقای سیب

اون ایکون قبلی واسه تو نبود واسه اونی بود که داستان مینویسه تو وبش...و ما سرگرم میشیم[نیشخند]