هلو انجیری

مریضی
نویسنده : هلو انجیری - ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٢
 

 

سلانگ 

 

حال میکنید عکس های قشنگ قشنگ براتون میزارم ا ... 

از این که وبلاگ خوبی مثل این رو پیدا کردید چه حسی دارید .

 

از پنج شنبه شب حالمان بسی چند رو به وخامت رفت . سبز

کلی خود درمانی کردیم ولی تاثیری نداشت . جمعه طبق معمول زیاد نتونستم بخوابم حدود 2 بیدار شدم  زبان . دیدم بدتر شدم . عزممان را جذب کردیم به سوی دکتر شتابان رفتم . ( ادبیاتو حال میکنید براتون خرجش میکنم نیشخند)

دکتر مهربان دوتا امپول و یه برگ قرص نوشت جمعا با ویزیتش 25000 پیاده شدم . نمیدونم این دفترچه بیمه به چه درد میخوره آخه

پرستاره خیلی خشن بود . رفتم آمپولو بهش دادم . با یه صدای کلفتی گفت بخواب رو تخت

نامرد همچین آمپول زد فکر کردم دسته بیل ...

تا یه ساعت یه وری راه میرفتم .

مادری هم کلی عرقیجات ( از نوع دارویی ا فکر بد نکنید ) داد .

امروز کمی بهتر میباشم. نیگا از خود راضی