هلو انجیری

 
نویسنده : هلو انجیری - ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٤
 

همتونو دوست دارم . دلیلش خصوصیه نپرسید .

یا حق

 


 
 
تهران سیاه
نویسنده : هلو انجیری - ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٤
 

 

 

 

شهر من اینجا نیست

اینجا… 

 

آدم که نه! 


آدمکـ هایش , همه ناجور رنگ بی رنگی اند! 


و جالبـ تر ! 


اینجا هر کسی


هفتاد رنگ بازی میکند 


تا میزبان سیاهی دیگری باشد! 


شـهر من اینجا نیست! 


اینجا… 


همه قار قار چهلمین کلاغ را 


دوست می دارند! 


و آبرو چون پنیری دزدیده خواهد شد! 



شهر من اینجا نیــستـ! 


اینجا… 


سبدهاشان پر است از 


تخم های تهمتی که غالبا “دو زرده” اند! 
 

من به دنبل دیارم هستم, 



شـهر من اینجا نیــست…شـهر من گم شده اسـتـ...

 

 


 
 
نصیحت 3
نویسنده : هلو انجیری - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٤
 

 

نصیحت 3 :

 

توی دنیای واقعی از هر صد نفری که باهاشون ارتباط برقرار میکنیم 99 تاش تو زرد از اب در میاد . توی دنیایی بیرون که ارتباطمون رو در رو هست نمیتونیم ادم ها رو بشناسیم و بهش اعتماد کنیم چه برسه توی دنیایی که اصلا طرف و ندیدیم و نمیشناسیم

خواهش میکنم اگر قصد دارید توی این دنیا دنبال دوست و رفیق و همدم و همسرو دوست دختر و دوست پسرو ... بگردید نظرتونو عوض کنید . اینجا جای خوبی برای دوست پیدا کردن نیست


 
 
نصیحت 2
نویسنده : هلو انجیری - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٤
 

 

 

نصیحت 2 :

 

این دنیا یک دنیای مجازیه . من میتونم به جرات بگم اون زمانی که من توی این دنیا قدم گذاشتم توی خونه شماها کامپیوتر نبود .

تجربه ای که من توی این دنیا دارم اینه که خیلی از نوشته ها تقریبا 80 درصد اونها زاده تخیلات نویسنده هاشونو .

از شما خواهش میکنم وقته خودتونو با خوندن این نوشته های بی ارزش هدر ندید

خیلی از نویسنده ها سعی میکن مطلبی خیالی بنویسن و عکس العمل خواننده ها رو نسبت به اون مطلب ببین. این توی این مدت به من ثابت شده . یه داستانی یادم اومد شاید شنیده باشید ولی مینویسم به مطلبم ربط داره :

 

یک روز پیرمردی از کوچه ای بیرون میامد ، جوانی وارد کوچه شد پیرمرد به او گفت نرو کوچه بن بست است . جوان توجه ای نکرد رفت به انتهای کوچه  دید بن بست است . وقتی برگشت پیرمردی شده بود و دید جوانی وارد کوچه می شود به او گفت نرو کوچه بن بست است ولی جوان توجه ای نکرد ...


 
 
نصیحت 1
نویسنده : هلو انجیری - ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٤
 

 

بازم سلانگ

 

نصیحت 1 : ( خیلی خیلی خیلی مهم )

از تمام عزیزانم مخصوصا اونهایی که خیلی بهشون نزدیکم و مثل خواهرام میمونن خواهش میکنم از خیره وبلاگشون بگذرن .

همون طور که خودتون دیدید چند تا از وبلاگ ها که همسراشون متوجه شدن اونها وبلاگ دارن زندگیشون به خطر افتاده . به نظرم یک وبلاگ ارزش اینو نداره که شوهراتون ناراحت بشم و نسبت به شما حساس بشن . فکر نکنم هیچ مردی پیدا بشه از این موضوع خوشش بیاد.


 
 
نصیحت
نویسنده : هلو انجیری - ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٤
 

 

 

سلانگ

 

بازم عیدو بهتون تبریک میگم .

 

امروز میخوام برم بالای منبر هر یک ساعت میام و یه نصیحت میکنم اخرش هم یه سوپرایز دارم .

امیدوارم به حرف هام جدی گوش کنید و بزارید به حساب حسن نیت


 
 
دوست داشتن
نویسنده : هلو انجیری - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱۱
 

 

کاش هنوز بچه بودم افسوس

 

 

 

عیده همهههههههههههههههههههه مبارک تشویقتشویق

 

 

قر تو کمرش فراوونه نی دونه کجا بریزه         همین جا همین جاتشویق


 
 
هی ...
نویسنده : هلو انجیری - ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٩
 

 

سلانگ

 

خوفید ؟

منم خوفم . یعنی بد نیستم . یعنی ، هی نفسی میاد و میره . یعنی ، شکر میگزره روزگارم . یعنی ...

کاش میشد ادم دلشو یهو برا یکی خالی کنه کلی سبک شه افسوس

حتی اینجا هم خیلی چیزارو نمیشه گفت ابرو

 

میگم اگه با این عکس نی نی ها حال نمیکنید دیگه نزارم ا متفکر

من که خودم عاشق این عکس هام همش بیکار که میشم میشینم عکس نی نی سرچ میکنم ارامش بخشه برام زبان

 

میخوام یه وبسایت حرفه ای برای نمونه تولیداتم طراحی کنم ولی نه حالشو دارم نه وقتشو . بیرونم میگه 300 هزار تومن که اونم خسیسیم میادزبان

باید یه کاتالوگم طراحی کنم آخ خسته شدم از دست تنهایی . یه پسرم ندارم بیاد وردستم کار کنه نیشخند یه منشی دخترم ندارم تلفن جواب بده غذا درست کنه زبان


 
 
← صفحه بعد